عیش *
همان که در میانه ی رویا دستم را رها و این دست نوشته دستم داد. هویت من همه ی رسوایی من است « واهیلا * » تا همه ی عمر بدنبال این نام سرگردان باشم. همه ی عمر در جستجوی زنی باشم که تنها نشانی اش همین جمله است. همین جمله ی بی معنا . بی معنا مثل این جهان . مثل همین زندگی. خوشبختی ، همینطور بدبختی .
مطلب کامل
|